![]() |
![]() |
|
| طططططططنننننننننننننننننزززززززززززززززز |
|
دوستان اگه جواب می خوان از جمله دا دا ادرس بزارن جوابشونو بدم ممنون
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 23:56 توسط "مونا" |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم تیر 1390ساعت 16:16 توسط "مونا" |
|
|
پشت صحنه برنامه موسيقي سنتي !!!
البته بايد بگم اينا همه اون ور آب رخ ميده !!! اين ور آب اصلآ از اين خبرا نيست !!! مي تونيد باور کنيد !!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 21:29 توسط "مونا" |
|
|
-هيچ وقت مجبور نيستي به تعدادموهاي سرت بري خواستگاري.کافيه فقط يه "بله" کوچولو بگي اونم با هزار منت و ناز و کرشمه.
2_به سادگي اب خوردن مي توني چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازي.(روشش رو خود خانما بهتر مي دونن.پس نيازي به نوشتن نيست) 3_هيچ موجود ديگه اي مثل تو تا اين حد ريزبين و بادقت نيست که در يک نگاه، مارک کفش زري خانم يا مدل موهاي اقدس خانم رو بفهمه. 6-به بزرگترين پوئن:خيالت از بابت سربازي راحته!.صد سال سياهم که دانشگاه قبول نشي ککتم نمي گزه 7_تو اماکن عمومي با خيال راحت مي توني جيغ و داد راه بندازي چون به هر حال کي وجودشو داره که رو يه دختر صداشو و احيانا خدايي نکرده دستشو بلند کنه؟!! 8_در تاريخ جهان به زيرکي معروفي. 9_مي توني هزار بار هم فيلم رومئو و ژوليت رو ببيني و باز گريه کني.
12_بيشتر از اقايون عمر مي کني(از لحاظ علمي ثابت شده). 13_فقط تويي که مي دوني بوي خاک بارون زده تو شباي پاييزي چه جوريه. 14_از قديم گفتن:پشت هر مرد موفقي زني باذکاوت بوده. 15_هيچ کي نمي دونه دقيقا تو فکرت چي مي گذره؟ خود فرويد، پدر روانشناسي جهان گفته:بزرگترين سوالي که هرگز پاسخ داده نشده و من هم هرگز پاسخ ان را نيافته ام اين است که يک زن چه مي خواهد؟. 16_چند تا از جنگ هاي بزرگ تاريخ جهان به خاطر عشق شديد مردها به جنس تو بوده. 17_اين يکي ديگه کاملا مستنده:باهوش ترين انسان دنيا يک زنه!. 18_با اينکه ممکنه از جنس دوم بودنت ناراحت باشي ولي يادت بمونه که زني، سال ها پيش با هوش و ذکاوتش يکي از مردان قدرتمند دنيا رو شکست داد(شکست شرم اور فيليپ، پادشاه اسپانيا از اليزابت، ملکه انگلستان 1533_1603) 19_نماد الهه عشق، زيبايي، جنگ و عقلانيت در يونان باستان به شکل زنه. 20_يادت باشه که خداوند، تمام جهان رو به خاطر برکت وجود يک زن افريد.(خانم فاطمه زهرا) 21_با اينکه از مردا ضعيف تري ولي لازم نيست صدتا کلاس کاراته و تکواندو و از اين جور چيزا بري...به يه چنگ و گيس کشي بسنده مي کني. 22_مي توني در سکوت و فقط با طرز نگاهت حرف بزني اگرچه شايد هيچ کدوم از اقايون معنيشو متوجه نشن. 23_سال ها پيش دختري 18 ساله فرماندهي ارتش فرانسه رو بر عهده گرفت و اسمش رو در تاريخ جهان ماندگار کرد(ژاندارک). 24_درهاي کعبه تنها به روي يک زن باز شد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 21:3 توسط "مونا" |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 20:41 توسط "مونا" |
|
|
1. در پشت سر يه دوچرخه سوار در حال رانندگي هستيد ،قصد گردش به راست داريد ، چكار ميكنيد ؟
الف يعني جاده خودشو لوس كرده و دو رگه اس. الف يعني...اووووه ...بيخيال ! الف ابومسلم سرور پرسپوليسه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 20:40 توسط "مونا" |
|
|
جغرافي دختران: اگر قادر به تشخيص دست راست و چپ خود باشيم، بهتر است به خانه بخت رفته و دل وزير آموزش و پرورش را که بارها اعلام کرده از ازدواج دانش آموزان دختر استقبال مي کند، شاد كنيم...
تا پيش از اين و براساس توطئه اي که دشمنان طراحي کرده بودند، گمان مي شد که دانش ربطي به دختر يا پسر بودن دانش آموزان ندارد. اين در حالي است که وجود تفاوت بسيار زياد ميان دختران و پسران اگر از ديد مردم عادي يا فريب خوردگان پنهان بماند هيچ گاه از ديد وزير آموزش و پرورش پنهان نخواهند ماند. اين هفته حاجي بابايي، وزير آموزش و پرورش از پيگيري طرح جداسازي کتب درسي دختران و پسران توسط اين وزارتخانه خبر داد که بسيار دلگرم کننده بود. ما علاوه بر گرم کردن دل، کمک و پيشنهاد هم در اين زمينه بلديم. در زير چند نمونه از مطالب کتاب هاي جداسازي شده مطابق سياست هاي وزارت آموزش و پرورش براي الگوبرداري آورده شده اند. رياضي پسران: 2+2 مساوي است با 4. فوق فوقش 5. رياضي دختران: 2 تا گل داريم 2 تا گل ديگه هم مي ذاريم کنارش که به مامانمون هديه بديم؛ مجموعا ميشه يه دسته گل. جغرافي پسران: اگر دست راست خود را به طرف شرق و دست چپ خود را به طرف غرب بگيريم، شمال در پيش رو و جنوب در پشت سرمان خواهد بود. جغرافي دختران: اگر قادر به تشخيص دست راست و چپ خود باشيم، بهتر است به خانه بخت رفته و دل وزير آموزش و پرورش را که بارها اعلام کرده از ازدواج دانش آموزان دختر استقبال مي کند، شاد كنيم. ادبيات پسران: درس «حسنک وزير» از تاريخ بيهقي... ادبيات دختران: درس «مرضيه وزير» از تاريخ ... انگليسي پسران: I want to go to the garden with my friends انگليسي دختران: I want to go to the kitchen and cook the dinner for my lord husband تاريخ پسران (پس از حذف پادشاهان و لشکرکشي ها که دولت وعده اش را داده(: يوناني ها به سرکردگي يک يارويي حدود دو هزار سال پيش به ايران حمله کردند و عده اي از مردم را کشتند و يک سلسله اي را منقرض کردند اما پس از اندکي خودشان هم رفتند وردست بابايشان. تاريخ دختران (پس از اصلاحات مذکور): يوناني ها يک زماني به ايران آمدند و سعي کردند به جاي خورشت پلو بادمجون غذاي پلاخورشتوس يوناني را که اصلا هم خوشمزه نبود، رواج بدهند اما نتوانستند. طرز تهيه خورشت پلوبادمجون به شرح زير است... فلسفه پسران: سقراط فيلسوفي يوناني بود که پيوسته در طلب حق بود و لقب شهيد راه حقيقت گرفت. فلسفه دختران: زن سقراط پيوسته در تعقيب شهيد راه حقيقت بود و دمار از روزگار او درآورد. فيزيک نور پسران: در انعکاس يک تصوير در آينه بين فاصله كانوني آينه(f) و فاصله جسم از آينه(p) و فاصله تصوير از آينه (q) رابطه وجود دارد. فيزيک نور دختران: در انعکاس تصوير در آينه هميشه بين نجابت، زيبايي و شوهرداري بايد نسبت وجود داشته باشد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 21:31 توسط "مونا" |
|
|
1- هرگاه حرف ب ساکن قبل از ر بيايد جاي آنها عوض مي شود: مثال: کبريت <-- کربيت تبريز <-- تربيز 2- حرف گ در اول کلمه ق و در ساير موقعيتها ج ادا ميشود: مثال: گازوئيل <-- قازوئيل تگرگ <-- تجرج کامپيوتر <-- قامپيوتير 3- گاه حرف ه در آخر کلمه به ي و در برخي انواع گويش به صداي او تبديل ميشود: مثال: گوجه فرنگي <-- قوجي فرنجي (يا همان گيرميز بادمجان) ماهي تابه <-- مايتابو 4- صداي ق به صداي گ و حرف گ در اول کلمه با صداي ق ادا مي شود. در برخي موارد ق حذف ميشود: مثال: قند <-- گند گلابي <-- قلابي آقاي رئيس <-- آي رئيس 5- گاه حرف ي بعد از حرف با صداي کسره با صداي و تلفظ ميشود: مدير<-- مدور 6- بعد از حروفي که در کلمه با صداي کسره ادا ميشوند يک ي اضافه ميشود: مثال: مثال <-- ميثال ابتدا <-- ايبتيدا چراغ <-- چيراگ 3- حرف ک هيچگاه با صداي ک ادا نشده و بسته به موقعيت حرف در کلمه، موقعيت کلمه در جمله، نوع وضع عصبي گوينده، محل تولد گوينده، وضع آب و هوا و ... با صداي ش خ چ ق ادا شده و گاه اصلا ادا نمي شود: مثال: من به تک تک سوالات شما پاسخ خواهم داد <-- من بي تشتچ سوالات شما پاسخ خواهم داد. مرتيکه کثافت درست رانندگي کن <-- مرتيچه چثافت درست رانندجي قن سلام آقاي دکتر <-- سلام آي دتر زبان بيسيک <-- زبان بيسيخ چکار مي کني؟ <-- چخار موقونو ؟ 4- معمولا افعال در حالت اول شخص به صورت دوم شخص بيان ميشوند. من با شما نبودم <-- من به شما نبودي ! 5- ضمير ملکي متصل دوم شخص به صورت سوم شخص بيان ميشود: حالت خوبه ؟ <-- حالش خوبي ؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 17:41 توسط "مونا" |
|
|
پدرم هميشه مي گويد "اين خارجي ها که الکي خارجي نشده اند، خيلي کارشان درست بوده که توي خارج راهشان داده اند"
البته من هم مي خواهم درسم رابخوانم؛ پيشرفت کنم؛ سيکلم را بگيرم و بعد به خارج بروم. ايران با خارج خيلي فرغ دارد. خارج خيلي بزرگتر است. من خيلي چيزها راجب به خارج مي دانم. تازه دايي دختر عمه ي پسر همسايه مان در آمريکا زندگي مي کند. براي همين هم پسر همسايه مان آمريکا را مثل کف دستش مي شناسد. او مي گويد "در خارج آدم هاي قوي کشور را اداره مي کنند" مثلن همين "آرنولد" که رعيس کاليفرنيا شده است. ما خودمان در يک فيلم ديديم که چطوري يک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد... البته آن قسمت هاي بي تربيتي فيلم را نديديم اما ديديم که چقدر زورش زياد است، بازو دارد اين هوا. اما در ايران هر آدم لاغر مردني را مي گذارند مدير بشود. خارجي ها خيلي پر زور هستند و همه شان بادي ميل دينگ کار مي کنند. همين برج هايي که دارند نشان مي دهد که کارگرهايشان چقدر قوي هستند و آجر را تا کجا پرت کرده اند. ما اصلن ماهواره نداريم. اگر هم داشته باشيم؛ فقط برنامه هاي علمي آن را نگاه مي کنيم. تازه من کانال هاي ناجورش را قلف کرده ام تا والدينم خداي نکرده از راه به در نشوند. اين آمريکايي ها بر خلاف ما آدم هاي خيلي مهرباني هستند و دائم همديگر را بقل مي کنند و بوس مي کنند. اما در فيلم هاي ايراني حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم مي نشينند. همين کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود. در اينجا اصلن استعداد ما کفش نمي شود و نخبه هاي علمي کشور مجبور مي شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش مي شوند. مثلاً اين "بيل گيتس" با اينکه اسم کوچکش نشان مي دهد که از يک خانواده ي کارگري بوده، اما تا مي فهمند که نخبه است به او خيلي بودجه مي دهند و او هم برق را اختراع مي کند. پسر همسايه مان مي گويد اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شايد ما الان مجبور بوديم شب ها توي تاريکي تلويزيون تماشا کنيم. از نظر فرهنگي ما ايراني ها خيلي بي جمبه هستيم. ما خيلي تمبل و تن پرور هستيم و حتي هفته اي يک روز را هم کلاً تعطيل کرده ايم. شايد شما ندانيد اما من خودم ديشب از پسر همسايه مان شنيدم که در خارج جمعه ها تعطيل نيست. وقتي شنيدم نزديک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف هاي پسر همسايه مان از بي بي سي هم مهمتر است. ما ايراني ها ضاتن آي کيون پاييني داريم. مثلن پدرم هميشه به من مي گويد "تو به خر گفته اي زکي". ولي خارجي ها تيز هوشان هستند. پسر همسايه مان مي گفت در آمريکا همه بلدند انگليسي صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگليسي بلدند. ولي اينجا متعسفانه مردم کلي کلاس زبان مي روند و آخرش هم بلد نيستند يک جمله ي ساده مثل I lav u بنويسند. واقعن جاي تعسف دارد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 20:49 توسط "مونا" |
|
|
اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو می کشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنج های فراوان يا بالعکس صورت مي گيره
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش مي ارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد... برخلاف نظر خيليها که می گن خودکشی خيلی راحت و سهله بايد بگم نخيييييييير... اونجوريام نيست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشي هم جدا از اين مطلب نيست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 13:48 توسط "مونا" |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 21:23 توسط "مونا" |
|
|
مردي در مسابقه ي اطلاعات عمومي شرکت کرده است و سعي در بردن جايزه يک ميليون دلاري را دارد . سوالات را بخوانيد ? جنگ صد ساله چند سال طول کشيد؟ الف) ??? سال ب ) ?? سال ج ) ??? سال د ) ??? سال او نميتواند به اين سوال جواب دهد ? کلاه هاي پاناما در چه کشوري توليد ميشود؟ الف) برزيل ب) شيلي ج) پاناما د)اکوادور حالا او با خجالت از دانشجويان تماشاگر درخواست کمک ميکند ? روس ها در چه ماهي انقلاب اکتبر را جشن ميگيرند؟ الف) ژانويه ب) سپتامبر ج) اکتبر د) نوامبر اين بار هم شرکت کننده درمانده تقاضاي فرصت ميکند ? اسم شاه جرج سوم چه بود؟ الف) ادر ب) آلبرت ج) جرج د) مانوئل خوب بقيه حضار بايد به دادش برسند ? نام جزاير قناري در اقيانوس آرام از کدام حيوان گرفته شده؟ الف) قناري ب) کانگارو ج) توله سگ د) موش در اينجاست که شرکت کننده ي بخت برگشته از ادامه ي مسابقه انصراف ميده اگر خيلي خودتان را گرفته ايد که همه ي جوابها را ميدانيد و به اين بنده ي خدا هم کلي خنديديد بهتره اول جوابها را بخوانيد جوابها ? جنگ صد ساله در واقع ??? سال طول کشيد (????????) ? کلاه پاناما در اکوادور توليد ميشه ? انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته ميشه ? اسم شاه جرج .آلبرت بوده که بعد از به سلطنت رسيدن به جرج تغير يافت ? توله سگ .اسم لاتين آن insularia canaria يعني جزاير توله سگ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 0:54 توسط "مونا" |
|
|
هموطن-طبيعتا'' 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود.
پس 96 روز باقي ميماند.اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است.در حالي كه: 1) سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط براي استراحت است به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند. 2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق براي يك فرد نرمال مشكل است.بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند. 3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است كه جمعا'' 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند. 4) اما سلامتي جسم و روح روزانه1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا'' 15 روز ميشود.پس 126 در روز باقي ميماند. 5) طبيعتا'' 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود. پس 96 روز باقي ميماند. 6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفني لازم است. چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.اين خود 15 روز است.پس 81 روز باقي ميماند. 7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خوداختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند. 8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقي ميماند. 9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.پس 6 روز باقي ميماند. 10) در سال حداقل 3 روز به بيماري طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است. 11) سينما رفتن و ساير امور شخصي هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند. 12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!! نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 14:35 توسط "مونا" |
|
|
واقعا ازدواج امري خلافه ؟؟ ترس داره ؟ از نظر قانوني اشكال داره ؟ جواب همه اينا منفيه . اولا يه پسر اگر قصد ازدواج داشته باشه در اولين اقدام خانواده خودش رو از رابطه با شما در جريان ميزاره اشكال هم نداره . مثلا ميره به خانوادش ميگه من چند روزه با يه دختر خانم آشنا شدم و هدفم ازدواجه و الان جهت آشناي با هم در ارتباط هستيم همين .هميشه جهت ازدواج منتظر بمانيد تا طرف مذكر پا پيش بزاره اين نكته مهميه هستش بعد از مدتي كه گذشت منظور از مدتي كمتر از 6 ماه هستش و دو طرف به يك سطح شناخت نسبي از هم رسيدن در اين زمان وظيفه پسر هستش كه قبل از خواستگاري شخصا با پدر دختر صحبت كنه البته ممكنه اون پسر در حال حاضر شرايطش بريا ازدواج جور نباشه اما واقعا قصدش ازدوئاج باشه مثلا طرف دانشجو هستش نه كار داره نه سربازي رفته يا حالا كاستي هاي ديگه خوب چه اشكالي همه كه همه شرايط رو يه جا ندارن . اما مي تونه با اين حال با پدر اون دختر صحبت كنه حتي يك جلسه ملاقات هم بزارن و كسب اجازه كنه كه دختر او ناقارو بيشتر بشناسه . به خاطر داشته باشيد مردها حرف يكديگر رو بهتر مي فهمند و امروزه هر كسي اينو درك ميكنه كه پسري كه مه شرايط لازم بريا ازدواج رو داشته باشه كم پيدا ميشه؟ اينم به خاطر داشت هباشيد يك پسر حتي ميتونه به خواستگاري دختر رئيس جمهور يك كشورم بره ( برداشت سياسي نشه مثال بود) كسي هم جلوشو نميتونه بگيره . .
هرچه سن دختر بالاتر برود انتخابش محدود تر مي شود تا جاي كه حق انتخاب از وي سلب مي شود متاسفانه در جامعه ما به يك دختر و كلا زن از ديد كالا نگاه مي شود . حالا ما هم اگر بخواهيم از همين ديد به مسئله نگاه كنيم در نظر داشته باشيد دختران تا يه سني در بورس هستند يعني طالب دارند معمولا بين 19 تا 25 سال ديگه اوجشه و تو اين سن و سال بهترين خواستگارها بر سر راه آنها سبز مي شوند و اين در حاليست كه ممكنه اون دختر به حرفه يك نفر تو زندگيش دلبست هباشه مثلا دوست پسرش كه به اون وعده ازدواج داده حالا چه موقعيتهاي خوبي رو بايد از دست بده تا اينكه شايد اون آقا يه روز بياد خواستگاريش تازه اگر خانوادش طرف رو قبول كنند . خوب اين دختر خانم ديگه بعد از يه سني كه خواستگارهاي خوبشرو از دست داده و ديگه انتخابهاش محدود شده اگر اين آقا هم كه به اميدش صبر كرده سركارش گذاشته باشه پس ديگه بايد بشينه هر كي اومد قبول كنه چون شايد ديگه كسي نياد .آيا اين بي عدالتي نيست ؟پس اينجا مقصر خوده شما دخترخانم ها هستيد ساده نباشيد اگر حس كرديد طرفتون داره بازتون ميده خيلي راحت بهش بگيد فلاني اگر قصدد ازدواجه پا پيش بزار . فراموش نكنيدشما اگر خيلي زرنگ باشيد فقط فرصت يكبار زندگي كردن رو داريد پس از اين فرصت استفاده كنيد . يادمه يه بار يه پسر 19 ساله خودش گل ميخره و ميره خواستگاري يه دختر 22 ساله شايد همه بخنديد اما او نپسر اينقدر شهامت داشته كه براي رسيدن به خواسته اش گرچه سايد خواسته اي نا معقول بوده اما با اين حال پاشده رفته خواستگاري . به خاط داشت هباشيد يه پسر اگر جرات بيان كردن خواسته هاشو نداشته باشه نمي تونه شما رو خوشبخت كنه .آخه بايد يه چشمه نشون شما بده پس حواستون جمع باشه كه سركار نباشيد . زياد به حرف توجه نكنيد افرادو در عمل بشناسد در مورد قضيه ازدواج تا پيشنهادي از سوي طرف مذكر ندشاتيد هركگز خودتون پيشنهاد نديد مگر اينكه از طرفيت طرف مقابلتون مطللع باشيد و اگر يه پسر با طرفيت باشه هيچ وقت اين مسئله رو به روي شما نيمياره . هيچ تعهدي بين دو طرف در زمان دوستي وجود ندارد اصلا و اصلا ديليل نميشه چون با هم دوست هستيد و پيش خودتون يه حرفهايي زديد كه عموما بر پايه احساساته تعهدي داشته باشيد . پس وابسته نشيد رابطه شما يك رابطه دوستي كه هر لحظه ممكنه به هم بخوره هر دوي شما حق انتخاب داريد نداريد ؟ اگر شما موقعيتي بهتر نسيبتون بشه كه بدونيد درصد بيشتري ازمعيارهاتونه داره آيا منطق ميگه ولش كن ؟ نه . پس به جاي اينكه در دوران دوستي و حتي نامزدي ( قبل از عقد) پاي احساسات رو وسط بكسيد سعي كنيد هم ديگرو بشناسيد . معمولا در دوران دوستي دو طرف صدها بار به هم ديگه ابراز احساسات مي كنند و بارها به يكديگر مي گن دوست دارم و از اين جور حرفهاي قشنگ اما بعد از ازدواج اصلا اين واژه هابراشون بيگانه ميشه . اينا دسوت داشتن نيست اينا وابستگيه اينا عادته سعي كنيد با منطق پيش برويد و به خاطر داشته باشيد در دوستي هاتون هميشه يك راه براي جدايي بزاريد . اينم به خاطرداشته باشيد معمولا وفاي دشمنان از دوستان بيشتره اوكي ببخشيد اگر زياد از حد پيشروي كردم . اين مقاله بر اساس ايملهاي مشابه بود كه دريافت كرده بودم . موفق باشيد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 12:35 توسط "مونا" |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 11:44 توسط "مونا" |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 12:28 توسط "مونا" |
|
|
پسرها
با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک کارت رو داخل دستگاه ميذارن کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستي رو وارد ميکنن پول و کارت رو ميگيرن و ميرن دخترها با ماشين ميرن دم بانک در آينه آرايششون رو چک ميکنن به خودشون عطر ميزنن احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن در پارک کردن ماشين خيلي مشکل پيدا ميکنن بلاخره ماشين رو پارک ميکنن توي کيفشون دنبال کارتشون ميگردن کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه کارت تلفن رو ميندازن توي کيفشون دنبال کارت عابربانکشون ميگردن کارت رو وارد دستگاه ميکنن توي کيفشون دنبال تيکه کاغذي که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن کد رمز رو وارد ميکنن 2دقيقه قسمت راهنماي دستگاه رو ميخونن کنسل ميکنن دوباره کد رمز رو ميزنن کنسل ميکنن دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه مبلغ درخواستي رو ميزنن دستگاه ارور (خطا) ميده مبلغ بيشتري رو درخواست ميکنن دستگاه ارور (خطا) ميده بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن انگشتاشون رو براي شانس رو هم ميذارن پول رو ميگيرن برميگردن به ماشين آرايششون رو توي آينه عقب چک ميکنن توي کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن استارت ميزنن پنجاه متر ميرن جلو ماشين رو نگه ميدارن دوباره برميگردن جلوي بانک از ماشين پياده ميشن کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمي ذار براي آدم سوار ماشين ميشن کارت رو پرت ميکنن روي صندلي کنار راننده آرايششون رو توي آينه چک ميکنن احتمالاً يه نگاهي هم به موهاشون ميندازن مندازن توي خيابون اشتباه برميگردن ميندازن توي خيابون درست پنج کيلومتر ميرن جلو ترمز دستي رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 16:47 توسط "مونا" |
|
|
1- مضاف و موصوف هميشه " ي " ميگردد . مثال : درِ باغ ---> دري باغ گل قشنگ ---> گلي قشنگ آدم خوب ---> آدمي خُب 2- " د " ما قبل ساکن تبديل به " ت " ميشود . مثال : پرايد ---> پرايت آرد ---> آرت 3- " و " ساکن آخر کلمه به " ب " قلب مي شود . مثال : گاو ---> گاب 4- اصولآ در هر کجا که کسره قشنگ باشد فتحه بکار مي رود و در هر کجا که فتحه کلمه را زيبا مي کند کسره بکار مي رود . مثال براي فتحه : اَز ---> اِز قفَس ---> قفِس اَزَش ---> اِزِش بِزَن ---> بِزِن مثال براي کسره: اِمروز ---> اَمروز حِيفِ ---> حَيفِس 5- صداء " ا " جايگاهي نداشته و به " او " تبديل مي شود . مثال : شما ---> شوما کجا ---> کوجا خوبه ---> خُبِس چادر ---> چادور ---> چادِر 6- حرف " و " در قالب حرف ربطي به " آ " تبديل مي شود . مثال : من و تو و حسن ---> منا تو آ حسن اصولآ خود " آ " به عنوان يک حرف ربط به کار مي رود . مثال : من هسَم , آ بابامم هسَن . در ضمن حرف " آ " به معني " به علاوه ( + ) " هم به کار ميرود. مثال : 3+4+5 ---> 3+4 آ 5 7- حرف " ه " در لهجه اصفهاني به نوعي نابود شده است . مثال : بچه ها ---> بِچا گربه ها ---> گُربا مي جهد ---> مي جِد " ه " در آخر کلمات فعل به " د " ساکن بدل ميشود . مثال: بِره ---> بِردِ بشه ---> بِشِد " ه " به " ي " تبديل ميشود. مثال : بهتر ---> بيتَرِس گربه ---> گربيِه " ه " به " و " بدل مي شود . مثال : مي آئيم ---> ما وَم مي يَيم " ه " به " ش " تبديل ميشود . مثال : بهش مي گم ---> بِشِش مي گم نکته : به غير از اول شخص مفرد ؛ حروف " خوا " به " خ " تبديل مي شود . مثال : مي خواي ---> مي خَي 8- در برخي از افعال حرف " ي " به " اوي " تبديل مي شود . مثال : مي گي ---> مي گوي 9- حرف اول کلمه " ب " يا " ن " باشد و حرف سوم " ي " باشد ، يک "ي " بعد از " ب " يا " ن " اضافه مي شود . مثال : بگير ---> بيگير بشين ---> بيشين بريز ---> بيريز ببين ---> بيبين 10- حرف " س " در آخر لغات . مثال : چه خبر ؟؟ ---> چه خبِرِس ؟ بسه ---> بسِس 11- نکته جالب ديگر در مورد کلمه " پس " است که اغلب " س " آن حذف مي شود . مثال : کجايين پس ؟ ---> کوجاين پَ ؟ پس تو کجايي ؟ ---> پَ تو کوجاي ؟ " و " ما قبل " ي " به " ف " تبديل مي شود . مثال : ديوار ---> ديفال تبصره : در لهجه هاي Super Esf اصولآ " د " به " ز " تبديل مي شود. مثال : گنبد ---> گنبِز 12- " ي " در آخر کلمات حذف مي شود . مثال : چيز هاي زيادي هست ---> چيزا زياديِس بچه هاي اون محله ---> بِچا اون محله آدماي اين دوره زمونه ---> آدِما اين دوره زِمونه 13- د + فعل + د . مثال : دِ بيا دِ دِ برو دِ دِ جَل باش دِ چند اصطلاح اصفهاني 1- آيا عالم به معناي معلوم نيست ---> آيا عالم بياد يعني معلوم نيست بياد 2- " آيدي داره " به معناي جالب ---> آيدي دارده ايشون دارن به ما اينا را مي گن 3- جَخ به معناي " تازه " ---> من جَخ رسيدم (( که در بعضي موارد با هم بکار مي رود ---> من جَخ تازه رسيدم )) 4- کلمه سيزده که "سينزَ " تلفظ مي شود و نوزده که "نونزَ " و دوازده که "دوازَ" خوانده مي شود . 5- فعل زيباي اِسِدم که مي شود گفت کلمه " گرفتم " را داغون کرده و ضرف آن به شرح زير است : اِسِدم - اِسِدي - اِسِد -اِسِديم - اِسِديد - اِسِدند 6- فعل بِگم از جمله فعلهايي است که کسره حرف اول آن به " و " بدل شده و از استثنائاست . مثال : بِگو ---> بوگو بِگم ---> بوگَم 7- " جل باش " به معناي " عجله کن " که (ع) و (ه) اول و آخر کلمه از بين رفته است . 8- در اکثر موارد " ژ " به " ج " تبديل مي شود . مثال : ماساژ ---> ماساج پاساژ ---> پاساج 9- در بعضي مواقع صورت کلي کلمه و حروف دگرگون مي شود . مثال : جوجه ---> چوري کلاغ ---> غِلاغ دُكان(مغازه) ---> دوکون 10- اصطلاح " درا پيش کن " به جاي " در را ببند " |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 11:6 توسط "مونا" |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 20:23 توسط "مونا" |
|
|
سلام من اگه در مورد پسرا مینویسم این نیست که از پسری کینه دارم پس برای خودتون خیال بافی نکنین.من در مورد دختر ها هم مینویسم.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 20:37 توسط "مونا" |
|
|
چند وقت پيش مطلبي خيلي مهم توجه منو به خودش جلب كرد و اونم اين بود كه هيچوقت بر روي دوستان خودتون كه از جنس مونث و يا خانوم هستن حساب نكنين !!
در واقع خانومها دوستان خوبي نيستن و واسه همين به همه، چه آقا و چه خانوم توصيه مي كنم كه دوستاتون رو منحصرا از بين آقايون انتخاب كنين !! خب مسلمه كه همه مي پرسن چرا ؟! با يك مثال ساده توضيح مي دهم واستون : آقا و خانومي كه چند وقتي بود باهم ازدواج كرده بودن پس از مدتي اتفاقات جالبي واسشون رخ مي ده يه شب خانوم نمي ره خونه فردا صبح در بازگشت به خونه آقا از خانومش سوال مي كنه كه ديشب كجا بودي ؟ خانوم هم جواب مي ده كه خونه ي يكي از دوستام بودم !!! آقا بلافاصله بعد ازين جواب به 10 تا از بهترين دوستان خانوش تلفن مي كنه و ازشون سوال مي كنه كه آيا خانومش ديشب پيش اونا بوده يا خير ؟ همگي دوستان خانومه جواب مي دن نه !!!!! خب به همين راحتي مي تونيم پي ببريم كه خانوم ها دوستان خوبي نيستن و هيچ وقت نمي روشون حساب كرد اما حالا چرا آقايون دوستان خوبي هستن و هميشه مي تونين روشون حساب كنين چند وقت بعد از اين ماجراي آقا و خانومه !!! آقا يه شب خونه نمي ره و فرداي اون شب در بازگشت به خونه اين بار خانومه از آقا سوال مي كنه كه ديشب كجا بودي ؟ آقا بلافاصله جواب مي ده كه : خب، پيش يكي از دوستام بودم !!! و خانوم بلافاصله به 10 تا از بهترين دوستاي آقا زنگ مي زنه و مي گه كه : آيا آقا ديشب پيش اونا بوده يا خير ؟ 8 تا از دوستاي آقا مي گن كه آره !!!!! آقا ديشب پيش ما بوده و 2 تا هم مي گن كه هنوز هم پيش ماست !!!!! لووول به همين راحتي مي تونين نتيجه بگيرين كه دوستان مرد خيلي قابل اعتماد تر هستن و هميشه مي شه روشون حساب كرد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 11:23 توسط "مونا" |
|
|
يك هفته پس از خلقت آدم:
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت. پانصد سال پس از خلقت آدم: با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف.بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا(يعني من موقع زنمه) بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و مي گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين دامناي چين چيني پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده برات چاي مياره و تو مي ريزي روي خودت. دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم: انسان تازه كشاورزي را آموخته.وقتي داري توي مزرعه به عنوان شخم زدن زمين عمل مي كني با ديدن يه دختر متوجه ميشي كه بايد ازدواج كني.براي همين با مقدار زيادي گندم به مزرعه پدر دختره ميري .اونجا از تو مي پرسند:جز خوت كه اومدي خواستگاري چند تا خر ديگه داري؟چند متر زمين داري؟چند تا خوشه گندم برداشت مي كني؟ آيا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده اي؟ بعد عروس خانم با كوزه چاي وارد ميشه و شما هم واسه اينكه نشون بدي خيلي هول شديد تمام كوزه رو روي سرتون خالي مي كنيد. 40 سال قبل: شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازي به اين نتيجه مي رسيد كه بايد ازدواج كنيد و از مادرتان مي خواهيد كه دختري را برايتان انتخاب كند.در اينجا اصلا نيازي نيست كه شما دختر را بشناسيد چون پس از ازدواج به اندازه كافي فرصت براي شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چاي ريزون كماكان پا بر جاست. هم اكنون: به دليل پيشرفت تكنولوژي در حال حاضر شما به آخرين نسخه ياهو مسنجر احتياج داريد.البته از''ام اس ان'' يا ''آي سي كيو''هم مي توانيد استفاده كنيد ولي انها آيكنهاي لازم براي خواستگاري را دارا نمي باشند . پس از نصب ياهو مسنجر به يك روم شلوغ رفته هر اسمي كه به نظرتان زيباست ''اد'' مي كنيد و با استفاده از آيكنهاي مربوطه خواستگاري را انجام مي دهيد . البته ياهو قول داده كه نسخه جديد داراي امكانات ازدواج و زندگي مشترك نيز باشد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 18:42 توسط "مونا" |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 22:30 توسط "مونا" |
|
|
وقتي يک دختر حرفي نميزند
ميليونها فکر در سرش مي گذرد وقتي يک دختربحث نميکند عميقا مشغول فکر کردن است وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم يعني اصلا حال خوبي ندارد وقتي يک دختر به تو خيره مي شود شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد آرزو ميکند براي هميشه مال او باشي وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند توجه تو را طلب مي کند وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم يعني واقعا دوستت دارد وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تو نميتواند زندگي کند يعني تصميم گرفته که تو تمام آينده اش باشي وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست ******* وقتي يک پسر حرفي نمي زند حرفي براي گفتن ندارد وقتي يک پسر بحث نميکند حال وحوصله بحث کردن ندارد وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند يعني واقعا گيج شده است وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم يعني واقعا حالش خوبه وقتي يک پسر به تو خيره مي شود دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني وقتي يک پسر سرش را روي پات مي ذاره. آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند وقتي يک پسر هرروز براي تو[اس ا م اس ]ميفرستد بدون که براي همه ''فوروارد'' کرده وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم دفعه اولش نيست[آخرش هم نخواهد بود] وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه [مترجم: دنبال يکي ديگه نره البته شايد........] "عسل" |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 12:11 توسط "مونا" |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به بروبچ بازدید کننده خوش اومدین الونک خودتون تعارف نکنین نظر بزارین.میریم سر اصل مطلب مونا هستم 18 ساله از تهران.
|
|
RSS
|